تبليغاتX
روستاي باستاني بياضه

روستاي باستاني بياضه

( بـيـاضــه نـگـين انـگشـتـر كـويـر )

روح تازه در كالبد گردشگري بياضه

 

ثبت مسجد بیاضه در فهرست میراث فرهنگی

کد خبر: 156488        تاریخ خبر: 08/10/1390

اکونیوز: مسجد بیاضه که به عنوان اثری تاریخی در فهرست میراث فرهنگی کشور به ثبت رسید.

 به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران (econews.ir) سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان گفت:این مسجد دارای گنبدی بزرگی که بر بالای آن گلدسته ای برای اذان گفتن ساخته شده است ، درکنار قلعه تاریخی بیاضه قرار دارد .

مصلحی افزود: طبق کتیبه سنگی در زیر گنبد که عمل استاد حسن دهنوی است قدمت مسجد به 970سال پیش  می رسد.

وی گفت: اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان با قرار دادن مدارک این مسجد که از کامل‌ترین پرونده‌های مطرح شده در شورای سیاست‌گزاری ثبت بود، سعی دارد این اثر ارزشمند تاریخی را مرمت و بازسازی کند.


برچسب‌ها: مسجد جامع بياضه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

آرزو!

كاش باغهايمان را خراب نمي كردند تا حسرت باغ ديگران را نمي خورديم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

باز هم ياد نخل ها

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

با آرزوي طلوعي دوباره

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

چشمان منتظر

در بياضه علاوه بر مردمان سخت كوش گروهي ديگر نيز منتظرند !

دشتهايي كه روزي با دارا بودن انبوهی از انواع نخيلات به لحاظ فشردگی تعداد نخل در واحد سطح و همچنین تنوع گونه ها در زمره رده های اصلی در كشور قرار گرفته بود ، اكنون به زمين هاي خالي تبديل شده كه اگر اين روند تداوم داشته باشد ديو سفيد كوير جايگزين آنان خواهد شد .

پس از يخببندان و سرما زدگي اسفند ۸۶ و حوادث پس از آن هنوز حتي يك اصله نهال نخل در بياضه توزيع نگرديده است .به راستي يك كشاورز سالخورده و منتظر چقدر مي تواند صبور باشد ؟!!! . تصاوير زير خود گوياي اين واقعيت است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

امير رضا كوچولو سه ساله شد!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

بهار در بياضه

 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

بهار در بياضه

 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

جذبه

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

ادباء،دانشمندان و شعرا 1

ابوالمفاخر يغمايي :

فرزند ميرزا نصرالله مستوفي ، درسال۱۲۷۶  در روستاي بياضه زاده شد . تحصيلات خود رادر خور و سمنان انجام داد  در سال ۱۳۲۳ در تهران در گذشت . او شاعري خوش ذوق بود و آثاري چند از وي بر جاست .

قطعه اي از شاعر :

به چار چيز نمي بايد اعتماد نمود                             چنان رسيده ز دانندگان اهل سلوک

نخست خنده دشمن دوم حرارت وي                       سوم تملق زن چارم التفات ملوک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

معرفي كتاب 2

نام كتاب : سفرنامه جاده اورانيوم

نويسنده : حبيب مهرنيا مدير موسسه فرهنگي اسرار فضا

سفرنامه جاده اورانیوم حاصل یک سفر ۲۴ ساعته مولف به  روستاي بياضه است. کتاب سفرنامه جاده اورانیوم چهار موضوع بیاضه، مراسم محرم در بیاضه، بحث انرژی هسته ای ایران و موسسه فرهنگی اسرار فضا را به یکدیگر پیوند زده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

آسياب آبي

قبلا مطالبي در مورد آسياب آبي قديمي بسيار زيبا و البته در آستانه تخريب نگاشته ام . متاسفانه اين آسياب همچنان به حال خود رها شده است و عنقريب از آن اثري باقي نخواهد ماند . به راستي متوليان ميراث فرهنگي و گردشگري آثاري گرانبهاتر از اين آثار در حال تخريب سراغ دارند ؟ چرا كسي به فكر نيست ؟؟؟؟؟

عكسهايي از نماي داخلي اين بناي ارزشمند :

وروردي آب به آسياب موسوم به " تنوره "

ورودي آسياب ( در حال تخريب )

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

گامی کوچک اما ضروری

به نظر میر سد اهالی و ساکنین بیاضه به مرور با اهمیت گردشگری و امکان کسب درآمد از این صنعت بزرگ آشنا می شود . در این راستا در تاریخ ۲۸ اسفند نخستین چایخانه سنتی بیاضه با نام " ساباط " مورد بهره برداری قرار گرفت . این چایخانه در طبقه فوقانی یکی از منازل قدیمی واقع شده است که با توجه به چشم انداز زیبای آن  خصوصا هنگام عصر و غروب آفتاب مورد استقبال اهالی ،مهمانان نوروزي و گردشگران قرار گرفته است . اين گام كوچك و ضروري مي تواند سرآغازي بر فعاليتهايي از اين قبيل و همچنين مقدمه اي بر ساخت يك هتل جهت اقامت گردشگران باشد .

 در زير عكس هايي از موقيت خارجي و همچنين نماي داخلي چايخانه ساباط ديده مي شود .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

ارگ بياضه

ارگ بیاضه قلعه‌ای قدیمی است که در روستای بیاضه قرار دارد. این بنای چند طبقه و خندق عریض و عمیق و مجموعه خشتی گسترده و به هم پیوسته پیرامون آن، نمونه ارگ و دژ کویری است.

این قلعه باستانی با سبک معماری ساسانی، قرن‌ها کارکردهای دفاعی و مسکونی داشته و در دوره اسماعیلیه پایگاه هواداران حسن صباح بوده است. اتاق های متعدد و طبقات مختلف قلعه تا چند سال قبل به عنوان محل نگهداری اموال و انبار غله روستاییان مورد استفاده قرار می گرفت.

ذکر روستای بیاضه و قلعه آن در کتاب‌های احسن التقاسیم، صورت‌الارض ابن حوقل، سفرنامه ناصرخسرو و همچنین در سندی موسوم به جنگ نامه امام زاده ابومحمد ابراهیم (که در همین روستا مدفون است) آمده است.

بنا بر سفرنامه ناصرحسرو او هنگام عبور از مسیر نائین به طبس در این روستا و به گفته خودش در «پیاده» توقف داشته و در سفر نامه خود از قلعه کهن آن یاد کرده است.

در دوره های معاصر جهانگردان غربی مانند سون هدین ، آلفونس گابریل و مک کرگور هنگام عبور از کویر مرکزی ایران از آن سخن گفته‌اند.

در هجوم نایب حسین کاشی و قشون او به صفحات کویر در سالهای ۱۳۲۸- ۱۳۲۷ هجری قمری تمام قلاع منطقه از نائین تا طبس سقوط کرد ولی مهاجمان با وجود به توپ بستن قلعه از تسخیر آن عاجز ماندند. ماشاءالله خان پسر نایب حسین با اصرار بر ماندن نیروهایش در منطقه تا تسخیر آخرین دژ کویر در نامه‌ای تهدیدآمیز خواستار تسلیم روستاییان شد ولی آنان به پشتوانه استحکامات موجود و آمادگی دفاعی و موقعیت قلعه با این شعر به وی پاسخ دادند:

یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ               یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این سراچه پر نیرنگ                 یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ

بالاخره مهاجمان در برابر پایداری قلعه نشینان مجبور به ترک منطقه شدند.
 

قلعه باستاني بياضه كوهي است از خشت و گل، دژي بزرگ كه محوطه عظيمي را به خود اختصاص داده است . روزي در اين قلعه ۲۵۰۰ نفر زندگي مي كردند و تمام امكانات زندگي شان در همين جا مهيا مي شد ه است . قلعه اي در دل كوير كه از زير خاك سر برآورد است . در دل روستايي است كم جمعيت، غير از دو مغازه و يك نانوايي و چند پيرمرد كه دور هم نشسته اند در وهله اول چيزي نمي بينيد. اگر چشمه قناتي كه در زمستان و تابستان جاري است نبود، مسلما آن چندنفر هم مهاجرت كرده بودند. چند كيلومتر كه جلوتر بروي استان اصفهان را پشت سر گذاشته و پاي در استان يزد مي نهي، اما در اين ده كوچك چيزي هست كه آدم را در كوير سوزان به درنگ وا می دارد.

قلعه بياذه، اثري است در دل كوير سوزان، درست در ۱۰ فرسنگي جنوب شرقي خور و بيابانك. جاي آن بر لبه دوزخ ايران سبب شده كه كمتر كسي به آنجا سفر كرده يا حتي اسمش را شنيده باشد.وقتي از قلعه سخن مي گويم، در ذهنتان تصويري از اتاق خشت و گلي تصور نكنيد، دژي است بزرگ كه محوطه اي عظيم را به خود اختصاص داده است؛ كوهي است از خشت و گل.

دور تا دور آن را خندقي به عمق۷ تا۱۳ متر دربرگرفته است. درون آن تعداد زيادي اتاقك و راهروهاي پيچ در پيچ وجود دارد. چاه هاي متعدد و كانال داخلي خندق از ديگر تجهيزات قلعه است. آسياب هاي دستي و سه ميدانگاه از ديگر سازه هاي آن است. آنچه مسلم است اين قلعه جمعيتي حدود ۲هزار و ۵۰۰ نفر را در پنج طبقه خود جاي مي داده و براي تمام اين افراد امكانات لازم مهيا بوده است. در اصل قطبيتي بوده براي حاكم بيابانك.در سفرنامه ناصرخسرو نيز تاييد شده كه اين ناحيه - بيابانك- متشكل است از ۱۲ پاره روستا كه مركزيت آن با بياذه است.

بخشي از خندقي كه دور آن بوده، در سال ۱۳۶۷ توسط افراد ناآگاه براي احداث جاده پر شده، باروهاي بلند آن خراب شده و برج هاي بزرگ آن كم كم رو به نابودي است. از در چوبي قلعه كه مي گذري، اتاق هاي كوچك تودر تو با كوزه هاي بزرگ مي بيني، راهروهاي تنگ و پله هاي خشت و گلي. چشمه آبي كه از وسط ده مي گذرد بعد از عبور از پشت قلعه براي آبياري زمين هاي كشاورزي كه به ده ختم مي شود.

قلعه بياذه اثري است كه در منطقه حوز بيابانك بي همتاست، اما اكنون مي رود كه به تلي از خاك مبدل شود. حمايت نكردن سازمان ميراث فرهنگي از اين گنجينه باستاني سبب شده كه اين اثر آهسته آهسته رو به نابودي نهد. بي شك بازسازي و مرمت اين اثر باستاني و يادگار دوره ساساني مي تواند گامي مثبت در جهت حفظ آثار قدما باشد و حركتي مثبت براي جذب جهانگرد به شمار رود. بياضيه ؛ دژي كه تاريخ در آن از حركت بازايستاده است!

در بياضيه گويي زمان مدتهاست كه متوقف مانده است؛ اين را مي‌شود از شعارهاي ديواري پيش از پيروزي انقلاب كه هنوز قابل مشاهده هستند، دريافت. نگاه كنيد! درود بر خميني ... روح مني خميني ... بت شكني خميني ...

اين در حالي است كه به جرأت مي‌توان ادعا كرد، دژ بياضيه يكي از عظيم‌ترين و رفيع‌ترين بناهاي خشت و گلي در ايران مركزي محسوب شده كه به دليل معماري خاص و خندق عميق احاطه شده در اطرافش، همواره و در طول تاريخ در برابر اشرار و مهاجمان قد علم كرده و به قلعه‌اي تسخيرناپذير بدل گشته است؛ قلعه‌اي كه به گفته‌ي پيرمردان آبادي، از همين رو مورد احترام مردم منطقه است.

پیشینه تاریخی

اين بناي چند طبقه و خندق عريض و عميق و مجموعه‌ي خشتي گسترده و به هم پيوسته‌ي پيرامون آن – كه قدمتش تا دوره‌ي ساسانيان مي‌رسد، نمونه‌ي بارزي از يك ارگ و دژ كويري است كه از ديرباز مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده و چند سالي است كه سفر به اين روستاي كويري از سوي گروه‌هاي گردشگري و تحقيقاتي به ويژه مراكز دانشگاهي افزايش يافته است. اين قلعه‌ي باستاني برخوردار از سبك معماري ساساني، قرن‌ها به عنوان دژ مستحكم و تسخير‌ناپذير كوير مركزي ايران كاركردهاي گوناگون دفاعي و مسكوني داشته است. اتاق هاي متعدد و طبقات مختلف قلعه تا همين چند سال قبل به عنوان محل نگهداري اموال و انبار غله روستاييان مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

براي تمام مردم خور و بیابانك نام قلعه بياذه، نامي آشناست، كمتر پيرمرد و پيرزني است كه اسم اين قلعه را نشنيده باشد. دليل معروفيت آن خارج از بحث قدمت و بزرگي، فتح نشدن توسط راهزنان معروف است. اواخر دوران احمدشاه كه آشوب و ناامني همه جا را فرامي گيرد، مردم روستا براي دفاع، به خانه اجدادي خود - قلعه- پناه مي برند.تاخت و تازهاي راهزنان باعث شد كه مردم براي نجات خود ماه ها را در اين قلعه سپري كنند. دزدان به غارت روستاها مي پرداختند و از اين روستا هم چشم پوشي نمي كردند. طبق مستندات از سال ۱۳۲۷ ه.ق مردم به مدت دو سال در برابر قشون نايب حسين كاشي درون قلعه ايستادگي كردند و با استفاده از موقعيت قلعه توانستند در اين مدت طولاني مقاومت كنند.

به هر حال در تمام دوران ناامني راهزنان نتوانستند اين قلعه را به تسخير خود درآورند و همين مساله باعث شد كه مردم و قلعه باستاني در اذهان مردم منطقه باقي بماند. اين قلعه در كنار آثار باستاني چون بازار زرگرها، مسجد جامع، حسينيه قديمي و همچنين وجود درخت زيتوني با قدمت هزار ساله جاذبه هاي خوبي براي جهانگردان داخلي و خارجي به شمارمي آيد.

قلعه بياضيه در دوره هاي گذشته به دليل موقعيت سوق‌الجيشي همواره از اهميت بسياري برخوردار بوده است، به گونه‌اي كه در دوره‌اي از ناامني و هجوم نايب حسين كاشي و قشون او به صفحات كوير در سال‌هاي ۱۳۲۸- ۱۳۲۷ هجري قمري تمام قلاع منطقه از نائين تا طبس سقوط كرد، ولي مهاجمان با وجود به توپ بستن قلعه از تسخير آن عاجز ماندند تا جايي كه ماشاءالله خان پسر سرشناس نايب حسين سرمست از فتوحات گذشته با اصرار بر ماندن نيروهايش در منطقه تا تسخير آخرين دژ كوير در نامه‌اي تهديدآميز خواستار تسليم روستاييان شد. ولي آنان به پشتوانه‌ي استحكامات موجود و آمادگي دفاعي و موقعيت استراتژيك قلعه در قطعه شعري به وي اين گونه پاسخ دادند كه:
يا ما سر خصم بكوبيم به سنگ ؛ يا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در اين سراچه‌ي پر نيرنگ ؛ يك كشته به نام به كه صد زنده به ننگ
و سرانجام مهاجمان در برابر پايداري قلعه نشينان مجبور به ترك منطقه شدند.

با اين وجود، اين عمارت ارزشمند ، دچار فراموشي تاريخ گشته و در حال ويراني است!متأسفانه خندق حفر شده در ضلع جنوبي و غربي قلعه به دليل طرح گسترش مسجد بياضيه از بين رفته است! اميد است با فعال شدن بحث گردشگري طبيعي در كشور، بياضيه و مردمان فراموش شده‌اش نيز از توجهي كه شايسته‌ي آن هستند، برخوردار شوند.كاش مسئولين گردشگري ما قدر اين در و ديوار گلي بياضيه را مي‌دانستند و با اختصاص بودجه‌اي درخور، آن را به يكي از مهمترين پايگاه‌هاي گردشگري در ايران مركزي بدل مي‌كردند

٢٥٠٠ سال قدمت . از ایران باستان تا به امروز محكم و استوار ایستاده است با اینكه خشت و گلی است ، قلعه ای با بدنه مقاوم و عظیم ، خشت برخشت نهاده اند پدرانم تا ثابت كنند كه بشر می تواند با خشونت طبیعت به تفاهم برسد .

باشندگان این سرزمین مردان و زنانی بوده اند كه در مقابل مشكلات بنیادین زیست محیطی استقامت كرده اند و تو این مطلب را در كنار دیواربلند قلعه حس خواهی كرد و به بلندای روح آنان پی خواهی برد . در زیر تیغ آفتاب كوبر ، پنج طبقه ارتفاع چنین زیبا و مدو ر ساختن و خندقی به طول و عرض شش متر در اطراف آن حفر كردن ، كار مردانی است كه صبر قرین روحشان و اراد ه پولادین محرم دلشان است و هنرمندانه از كمترین امكانات موجود بیشترین بهره را برده اند.

اگر در سایه درخت بید زیبای كنار قلعه ، لحظه ای بیاسایی شاید صدای آرام و گوش نواز آب را كه روزی نارنج قلعه را دور می زده بشنوی و یا صدای شیهه اسب سربازان نایب حسین كاشی را دریابی در حالی كه پس از چهار ماه محاصره قلعه ، بدون كمترین توفیق در تاراج اموال مردم ، روستای بیاضه را ترك می كند .

یا شاید ببینی كه مرد م چگونه با حمله دزدان ، هراسان به قلعه پناه می برند و پس از رفتن آنها چگونه صدای ناله زنجیر و جرخ دنده می آید كه درب قلعه را آرام بر روی خندق می اندازد و پلی می سازد تا مردم شادمان از قلعه بیرون آیند ولی افسوس خواهی خورد كه اكنون اثری از آن درب زیبا نیست و اطمینان دارم با یاد صبرو استقامت آنان تونیز صبور وآرام خواهی شد و لذ تی عمیق در دل خود خواهی یافت .

(مطالب عينا از    http://www.irandeserts.com    آورده شده است .)

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

... و بالاخره پس از 299 روز سكوت

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

عكس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

بياضه ؛ دياري كهن به وسعت تاريخ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

عكس

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

زمين شناسي عمومي منطقه

زمين شناسي عمومي منطقه

سازند های عمده در منطقه خور وبيابانك عبارتند از :

در اين منطقه مجموعه دگرگوني جندق در پروتروزوئيک و مجموعه دگرگوني دو شاخ شامل دگرگوني هاي پشت بادام  و بياضه در پالئوزوئيک پاييني وجود دارد .

سازند پاده آ :
رخساره تخریبی متشکل از ماسه سنگ و دولومیت و دو افق ژیپسی است .

سازند بهرام :
آهك بهرام در نواحي مختلف ضخامت هاي متفاوتي داشته بدين نحو كه از معدن باريت نيوك به سمت شمال غرب بر ضخامت اين سازند افزوده مي شود بطور يكه در حوالي روستاي دره بيد ضخامت اين سازند به 300 متر مي رسد.اين سازند از تناوب آهكهاي ضخيم لايه، كوارتزيت با ميان لايه هاي نازك آهكي شكل گرفته است .

سازند شيشتو :
داراي دو افق تخريبي و آهكي مي باشد . رسوبات تخريبي ( عمدتاً شيل و ماسه سنگ با ميان لايه هاي كنگلومرا )را تحت عنوان شيشتو
І و مربوط به دونين فوقاني شناخته و رسوبات آهكي_دلوميتي فوقاني را تحت شيشتوبه كربونيفر زيرين نسبت مي دهند.اين سكانس تخريبي_آهكي سازند بهرام را پوشانده وبا ناپيوستگي هم شيب توسط سازند آهكي جمال پوشيده مي شود. نكته قابل توجه در مورد اين سازند وجود سنگهاي آتشفشاني قليايي در قسمت زيرين اين سازند در حوالي معدن باريت نيوك مي باشد.در مقطع تيپ، اين سازند از دو افق گونياتيت دار تشكيل شده است كه توسط افقي از شيلهاي سياه رنگ از يكديگر جدا مي شوند. سن سازند شيشتو دونين پسين _ كربونيفر زيرين در نظر گرفته شده است

سازند سردر 1 و 2 :
 ليتولوژي آهکي و به سن کربونيفر بالايي – پرمين زيرين وي باشد. این لیتولوژی سیکل های ساحلی ، شامل شیل و ماسه سنگ های دلتایی می باشد . کرینویید ها شاخص فسیلی این سازند می باشد .

سازند آهكي جمال :
 از آهكهاي توده اي تا ضخيم لايه دلوميتي شده(به ضخامت 100 متر) و در قسمتهاي فوقاني از يك لايه كوارتزيتي حاوي رگه هاي باريت (به ضخامت 8 متر) تشكيل شده است. در اثر بارندگي و فرسايش بادي آثار كارستي دراين آهكها ديده مي شود. حد بالايي سازند جمال توسط افقي از خاكهاي قديمي (
paleo soil) تعيين مي شود و با ناپيوستگي هم شيب توسط رسوبات ژوراسيك زيرين پوشيده مي شود.
در مرز پرموتریاس زون ایران مرکزی افق فرسایشی مشخصی دیده نمی شودو شواهد دیرینه شناسی در اکثر نقاط نشانگر آن کانفورمیتی (
unconformity ) است .

سازند های کرتاسه
:
بررسي سنگهاي كرتاسه اين منطقه، توسط محافظ و مشتاقيان (1963)، خسرو تهراني (1977) و آيستوف و همكاران (1984) نشانگر آن است كه :   « در ناحيه خور » مرز زيرين رديفهاي كرتاسه ديده نميشود و كهنترين لايه ها از نوع سنگ آهک ماسه ای است كه به طرف بالا مارني ميشود و به دليل داشتن Epiaster sp. وHemiaster sp. سن سنومانين دارد.   در اين ناحيه، رديفهاي تورونين – كنياسين وجود ندارد. سنگ آهكهاي تخريبي – زيستي – مارني سانتونين – كامپانين، به ضخامت 400 متر، با سنگهاي كهنتر كرتاسه (سنومانين) مرز دگرشيب دارد. سنگ آهكهاي پلاژيك ماستريشتين با 450 متر ستبرا، به طور هم شيب بر روي رديفهاي سانتونين – كامپانين قرار دارد ولي بخش پاياني توالي ماستريشتين كه از نوع سنگهاي مارني است، با سنگهاي زيرين (ماستريشتين) ارتباط ناپيوسته دارد. حذف تورونين – كنياسين، دگرشيبي زاويه دار در پايه سنگهاي سانتونين - كامپانين، دگرشيبي موازي به سن ماستريشتين، نشانه پيشروي و پسروي مكرر دريا در ناحيه خور است در حد فاصل بلوك هاي طبس و يزد از خرد صفحه ايران مركزي، كمربند طويل، ناپيوسته و خميده اي از واحدهاي سنگي شديدا چين خورده- گسليده و دگرگون شده مشاهده مي شود كه از مجاور گسل درونه در شمال تا نزديكي كرمان در جنوب گسترش دارند. اين كمربند ساختاري پيچيده را گودال كرمان- كاشمر (براتاش،1975) يا پهنه زمين ساختي كاشمر-كرمان (رمضاني،1997، شاه پسندزاده،1379) ناميده اند. در مرز بين پهنه زمين ساختي كرمان- كاشمر و بلوك يزد، گستره اي به پهناي بيشينه 25-30 كيلومتر متشكل از واحدهاي زمين ساختي چاپدوني و پشت بادام توسط گسل هاي امتداد لغز پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر محصور گرديده است(حقي پور و پليسر، 1968و 1977، هوشمندزاده،1969، حقي پور، 1974 و 1977، صديقي، 1371، رضوي،1372، لاوي،1376و رمضاني،1997). اين گستره با سنگ هاي دگرگوني درجه بالاي چاپدوني و مجموعه اي از آميزه هاي افيوليتي و توالي هاي شيب قاره اي دگرگون شده پشت بادام متمايز مي شوند (شاه پسندزاده،1379). پهنه گسلي چاتك- ني باز در حد فاصل واحدهاي سنگ زمين ساختي پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر قرار دارد. مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام به طور عمده از آمفيبوليت، آمفيبوليت شيست، سرپانتينيت، ميکاشيست، کوارتزيت، شيست هاي کوارتزيتي، فيليت، مرمر و متاچرت تشکيل شده است. در اين نوشتار ارتباط دگرشکلي هاي شکل پذير مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام با رويدادهاي آذرين-دگرگوني بر اساس بررسي هاي دقيق ريزساختاري در ناحيه ساغند-پشت بادام (باختر ريزصفحه ايران مركزي) براي اولين بار ارائه مي شود.

سازند چاه پلنگ :
( ژوراسیک بالایی _ کرتاسه پایینی ) لیتولوژی غالب شیل و ماسه سنگ است .

سازند نقره :
( نئوکومین پایینی ) آواري پيشرونده كرتاسه پايين است كه از ماسه سنگهاي سبز – سُرخ، سيلت سنگ و كنگلومرا ساخته شده است. در برخي بُرش ها، اين سازند افقهاي متعددي از سنگ آهك ماسه اي، مارن حاوي فسيل هاي دريايي به ويژه اُربيتولين، شكم پايان و روديست دارد كه به احتمال به نئوكومين–رمين دارند  . در كوه معراجي، سازند نقره، توالي هاي پالئوزوييك و مزوزوييك را با دگرشيبي آشكار مي پوشاند. ولي در مناطقي كه توالي هاي ژوراسيك بالايي – كرتاسه پاييني (سازند چاه پلنگ) وجود دارد، اين دو سازند به ظاهر يك رديف پيوسته را ميسازند. مرز بالايي سازند نقره با واحد سنگي رويي (سازند شاهكوه)، پيوسته و تدريجي است.   ويژگي هاي سازند نقره به گونه اي است كه مقايسه آن را با تواليهاي پيشرونده و سُرخرنگ نئوكومين ديگر نقاط ايران، از جمله سازند سنگستان امكان پذيرمي سازد. 

 سازند شاهکوه :
 
( آپتین _ آلبین )  از ضخامت متغيري (100 – 460 متر) سنگ آهك خاكستري رنگ اُربيتولين دار تشكيل شده كه گاهي، به ويژه در بخش بالايي آن، ميان لايه هايي از سنگ آهك ماسه اي و مارن دارد. بر اساس ريزسنگواره هاي جانوري، بازوپايان، دوكفه ايهاي نوع روديست و ... سن اين سازند آپتين تا آلبين گزارش شده است. ولي سيدامامي (1357)، به استناد افق آمونيتي لايمريلا كه حدود 300 متري بالاي اين سازند قرار دارد، سازند شاهكوه را به سن بارمين تا آپتين پيشين ميداند. سازند شاهكوه را ميتوان هم ارز سنگي و زماني سازند تفت در ناحيه يزد و سنگ آهك هاي اُربيتولين دار ناحيه اصفهان دانست.

سازند بیابانک :
( آپتین _ آلبین پایینی ) شامل سنگ آهگ ، اسلیت های رس و مارنی ، مارلستون است . در منطقه بيابانک رخساره شيلي به ضخامت تقريبا 300 متر ديده مي شود ( حقي پور و پليسر ،1968 ) گانر ( 1955 ) آنها را به عنوان سرزمين هاي دگرگون شده مزوزوييک زيرين در ايران مرکزي توصيف کرده است . اين شيار ها متورق خاکستري تا سبز و خاکستري تيره است که به طور محلي تا حد حالت فيليتي داشته و دراين حالت واجد رگه هاي کوارتز زياد است . در ضمن گاهي در آن لايه هايي از شيل هاي ماسه اي ، سيلتي ، آهکي ، مارني و به ندرت لايه هاي بسيار نازک از اهک متبلور به صورت بين لايه هايي ديده مي شود که واجد فسيل هاي فراواني از آمونيت و بلمنيت مي باشد . سن آنرا کرتاسه زيرين ( آلبين ) معين مي کند . در حد فوقاني و تحتاني شيل هاي بيابانک اهک اوربيتولين دار وجود دارد . با پيگيري جانبي شيل ها به تدريج به رخساره هاي ديگر آلبين به ويژه آهک اوربيتولين دار تبديل مي شود . در کوه پرويز در جنوب خور و غرب پشت بادام بر روي سازند شمشک ، بيرون زدگي هاي پراکنده اي از آهک اوربيتولين دار ديده مي شود . که به سمت بالا به شيل هاي بيابانک تغيير مي يابد . پس نتيجه گرفته مي شود که سازند مزبور در منطقه بيابانک _ بافق از نظر سني از حد آپسين _ آلبين تجاوز نمي کند .
به نوشته شميراني ( 1363 ) ، شيل هاي بيابانک با ليتولوژي غير عادي و ضخامت فوق العاده خود در هيچ جاي ديگر ايران
مرکزي ديده نمي شود . و در منطقه نمونه خود ( بيابانک ) در گرابن نسبتا وسيعي ته نشين شده است . که قاعدتا بين دو گسل محدود است . در جنوب کوه هاي چاپدوني ، در ميان شيل هاي بيابانک ، کنگلومرا و ماسه سنگ هايي ديده مي شود که در روي آن مارن هاي استراکود دار قرار دارد . کنتاکت اين مجموعه با شيل هاي بيابانک به وضوح دگر شيب است . به اين ترتيب مجموعه کنگلومرايي ، ماسه سنگي ، مارني مذبور ، سازند بيابانک را به دو بخش کاملا متمايز زيرين و بالايي تقسيم مي کند ، در بالاي دگر شيبي مذکور يک نمونه آمونيت که شاخص آلبين مياني _ بالايي است ديده مي شود و نشانگر آن است که سن سازند بيابانک در افق هاي بالاتر از آلبين انتهايي تجاوز نمي کند .

سازند میرزا :
( آلبین بالایی ) لیتولوژی غالب شیل های بین لایه ای ، سنگ آهک ، ماسه سنگ همراه با کالک رودایت و کنگلومرای قاعده ای

سازند بازیاب :
( تورنین _ سنومانین ) لیتولوژی غالب مارنهای سبز و خاکستری ، آرژیلیت ، سنگ آهک ، برخی اوقات ذرات ماسه ای

سازند دِبَرسُو :
(سنومانین ) شامل مارن و سنگ آهک اُرگانیک و آواری ، سنگ آهک های ماسه ای ، ماسه سنگ ، گراولستون

 سازند هفتومان : ( سنونین پایینی ) لیتولوژی غالب آهک های همراه با قطعات آهکی آرژیلیتی و رودیست و ذرات ماسه ، گراولستون می باشد .

سازند فرخی : ( سنونین بالایی _ دانین ) سنگ آهک ( گاهی همراه با چرت ) ، مارن ، ماسه سنگ

سازند شمشك :
دوره ژوراسيك در منطقه با رخساره هاي ماسه سنگي و شيلي ضخيم لايه با ميان لايه هاي مارني بنام سازند شمشك شروع مي شود. اگر چه مقطع تيپ اين سازند در البرز مركزي است ولي در نواحي طبس و كرمان نيز گسترش دارد و از ماسه سنگ، شيل، مارن، آهك و كنگلومرا با ضخامت زياد تشكيل شده است كه روي سازند نايبند و زير آهك بادامو قرار مي گيرد. حال آنكه سازند شمشك در منطقه دره بيد_نيوك بر روي آهكهاي پرمين قرار مي گيرد و نسبت به مقطع تيپ ضخامتي به مراتب كمتر داشته و حاوي ماسه سنگ، شيل همراه با ميان لايه هاي مارني مي باشد.

سازند چوپانان :
 
به رديف هاي پالئوسن – ائوسن زيرين «در ناحيه خور»، " سازند چوپانان " نام داده شده كه به طور عمده شامل سنگ آهك هاي پلاژيك است و در پايه آن، واحدي از ماسه سنگ، با ضخامت متفاوت وجود دارد كه نشانگر پيشروي دريايي پالئوسن بر روي سنگهاي كرتاسه است. سن بخش قابل توجهاي از سازند چوپانان بر اساس شمار زيادي از ميكروفسيل ها پالئوسن است. گفتني است كه سازند چوپانان بر روي سطح فرسايش يافته سنگهاي دانين Danian قرار ميگيرد و لذا در اين ناحيه، فاز فرسايشي لاراميد پس از آشكوب دانين عمل كرده است. در بخش شمالي «كوههاي خاور ايران»، سنگ هاي پالئوسن شامل سنگهاي آذرين (آندزي بازالت تا داسيت) همراه با آگلومرا، آذرآواري ها و سنگهاي ميكريتي (درياچه اي) به رنگ هاي صورتي تا قهوه اي زرد يا سفيد است. ميان لايه هاي رسوبي (كنگلومرا، آذرآواري و ميكريتها) از پايين به بالا افزايش مييابند.واحد زيرين (پالئوسن ائوسن) با لايه هاي ماستريشتين پسيـن پيوند ناهمساز دارد و شامل ستيغ هاي آهكي است كه به سوي بالا و جانبي به تدريج به مارن و ماسه سنگ تبــديل ميشود. تمام لايه هـاي مارني اين واحد داراي جلبك، ميكروفسيل هـاي پلانكتون Globigerina velascoensis, G.pseudomenaroli (BALL:) Globoratalia cf. aequa cushua (CUSHMON AND RENZ) پالئوسن است . اما بخشي از سنگ آهكها به دليل داشتن انواع آسلينا و نوموليت، شاخص ائوسن هستند.

سازند دره انجیر :
 
( هم ارز با کنگلومرای کرمان ) به سن ائوسن زیرین ، لیتولوژی آن کنگلومرای خاکستری رنگ ، ماسه سنگ ، مارن و در بخش تحتانی ماسه سنگ قرمز رنگ ، مارن ، مادستون ، کنگلومرا ، سنگ آهک می باشد .

در انتهای ائوسن زیرین و روی سازند دره انجیر سنگ های آذرینی با لیتولوژی آندزیت ، داسیت و همراه با آنها توف دیده می شود .

سازند قم ( اُلیگوسن _ میوسن زیرین ) لیتولوژی آن کنگلومرا ، سنگ آهک ، ماسه سنگ ، رس می باشد .

سازند قرمز فوقانی ( میوسن بالایی ) لیتولوژی آن ماسه سنگ ، ژیپس ، رس می باشد و روی آن با ناپیوستگی کنگلومرای پلیوسن و سپس رسوبات کواترنری قرار دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   | 

عكس

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  سید ابو محمد هاشمی فرزند سید ابراهیم   |