نوروز 91










( بـيـاضــه نـگـين انـگشـتـر كـويـر ) (The ancient village Bayazeh)










|
خندقی عريض و عميق بوده است که هم اکنون بخش هایی از ان با خاک و گل پرشده که قابل باز سازی است و بخش های دیگری از آن به شکل غیر قابل برگشتی از بین رفته است.این دژ عظیم در دوره اسماعيليه پايگاه ياران حسن صباح بوده است، ردپاي روستاي تاريخي و قلعه باستاني بياضه را در اسنادي مانند احسن التقاسيم مقدس، صورت الارض ابن حوقل، سفرنامه ناصرخسرو و آثار ديگرمی توان دید.
بسياري از جهانگردان غربي مانند سون هدين ، آلفونس گابريل و مگ گرگور نيز هنگام عبور از كوير مركزي، سري به اين روستا زده و در مواردي به تفصيل از آن سخن گفته اند.
قلعه و روستاي بياضه در دوره هاي گذشته به دليل موقعيت سوق الجيشي همواره از اهميت فراواني برخوردار بوده است، به گونه اي كه با هجوم نايب حسين كاشي و قشون كارآزموده او در سالهاي 1327 و 1328 هجري قمري، تمامي قلاع منطقه از نائين تا طبس سقوط كرد، ولي مهاجمان باوجود به توپ بستن قلعه بياضه از تسخير آن عاجز ماندند تا جايي كه ماشاءالله خان پسر كاربر و معروف به نايب حسين سرمست از فتوحات قبلي و با اصرار بر ماندن نيروهايش در منطقه تا تسخير قلعه بياضه در نامه اي تهديدآميز خواستار تسليم روستائيان شد ولي آنان به پشتوانه آمادگي دفاعي و موقعيت استراتژيك و استحكامات وامكانات موجود در داخل قلعه اعم از آب، غذا و راه هاي متعدد ومخفي تداركاتي؛ همچنان پا بر جا و استوار ماندند و ایستادگی کردند.
حميد مظاهري تهراني دربارهي وضعيت قلعهي بياضه، گفت: ظاهرا اين قلعه در منطقهاي قرار گرفته كه در گذشته، زياد مورد هجوم اشرار بوده است. به همين دليل، مردم روستاهاي اطراف بسياري از مواقع بيش از يك سال در داخل اين قلعه پناه ميگرفتند، بهگونهاي كه محل نگهداري آذوقه، خمرهها و كوزههاي قديمي و اسكان مردم در قلعه كاملا مشخص است و هنوز حفظ ميشود.
وي با اشاره به وجود چاه آبي كه در طبقهي سوم اين قلعه قرار دارد و هنوز آب سرد و گوارايي از آن خارج ميشود و از اين طبقه به پايين ميرسد، اظهار داشت: امسال به همت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان با اختصاص بودجهاي براي اين قلعه، مرحلهي نخست مرمت قلعه با هدف رفع خطر از آن انجام شد و حدود 250 تا 300 متر تاق، بدنه، پله و بخشهاي فرو ريخته، بخصوص برجي كه در معرض خطر بود، استحكامبخشي، بازسازي و مرمت شدند. او با بيان اينكه هنوز روي اين قلعه هيچ فعاليت باستانشناسي دقيقي انجام نشده است، بيان كرد: با اعتبار كنوني، پنج طبقه مرمت شده و آواربرداري و ساماندهي بخشهايي از قلعه كه در معرض خطر بودهاند، انجام شده و همهي قلعه بهطور كامل موريانهزدايي شده است. سرپرست مرمت قلعهي بياضه گذر زمان را به ضرر اين قلعه دانست و افزود: بهدليل نوع مصالحي كه در ساخت قلعهي بياضه مورد استفاده قرار گرفته و از خشت و گل ساخته شده است، هرچه زمان ميگذرد، بر اين بنا آسيب بيشتري وارد ميشود، چون در مقابل بارندگيهاي سيلآساي اين منطقه و رطوبتهاي آن، علاوه بر فضاي داخلي قلعه كه به مرور آسيب ميبينند، بسياري از تاقها خراب شدهاند و بدنهي قلعه نيز سست شده است مظاهري تهراني با تاكيد بر نياز اضطراري قلعهي بياضه به مرمت، استحكامبخشي و بازسازي، گفت: اگر قرار باشد، اعتبار اين قلعه ساليانه با مبالغي پايين پرداخت شود و مرمتها نيز به همين صورت براساس اعتبارات انجام شوند، مرمت اين قلعه 10 سال بهطول ميانجامد و تا آن زمان، همهي بخشهايي كه در اين سالها مرمت شدهاند، بايد دوباره مرمت شوند، چون بسياري از بخشهايي كه اكنون سالماند تا آن زمان، ناخودآگاه آسيب ديدهاند و روبه ويراني ميروند كه اين مساله، به حجم اعتبار مالي مورد نياز براي مرمت قلعه ميافزايد. اين كارشناس ارشد مرمت آثار و بناهاي تاريخي ادامه داد: اين قلعه به يك مرمت فشرده و كامل نياز دارد، تا با مرمتهاي پيدرپي و اصولي آنرا بتوان سر پا نگه داشت. وي با اشاره به تهيهي طرح مرمت و احيا براي اين پروژه، بيان كرد: اتاقهاي قلعه، شمارهگذاري شده و با انجام يك مرمت اضطراري چهار ماهه بخشي از كارها بهپايان رسيدهاند. او همچنين با اشاره به مرغوب بودن خاك بياضه بهدليل روشن بودن آن، گفت: در كنار مرمت قلعه، يك كارگاه خشت نيز با خاك منطقهي بياضه راهاندازي شد و از همان خشت در مرمت قلعهي بياضه نيز استفاده شد. اين كارشناس ارشد مرمت آثار و بناهاي تاريخي از ويژگيهاي منحصربهفرد اين قلعه را معماري آن دانست، بهگونهاي كه جداي از پلههايي كه اتاقها و حجرهها را به هم وصل ميكنند، گذر اصلي اين قلعه از طبقهي پنجم تا اول با حالت چرخشي و شيبهايي كه دارد، بهشكل رمپ ساخته شده و هيچ پلهاي در آن استفاده نشده است. مظاهري تهراني كاربرد اين بنا را پس از مرمت تكميلي، مكاني براي بازديد و محلي براي ايجاد مركز مطالعات خشت و بناهاي خشتي در دل كوير ارزيابي كرد. قلعهي بياضه با مساحتي بيش از چند هزار متر مربع بيشتر با هدف پناهگاهي براي مردم در زمان حملهي اشرار مورد استفاده قرار ميگرفته است. اين قلعه در مركز منطقهي بياضه قرار دارد و دورتادور آنرا خندقي احاطه كرده است و در اطراف آن، برجهاي ديدهباني و تيراندازي قرار دارند. اين قلعه سالهاي سال است كه بهصورت متروكه درآمده و براساس نشانههايي كه در قلعه وجود دارند، براي يك سكونت دايم از آن استفاده ميشده است. قلعهي بياضه با پنج طبقه و شكلي زيگوراتمانند در كنار روستاي تاريخي و قطب گردشگري «مصر» قرار دارد و يازدهم ديماه 1380 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.(ایسنا) |
" بيابانك به كجا اطلاق می شده است؟؟"
خور و بیابانک
بیابانک, نام متأخر ناحیه ای قدیمی در دشت کویر و نیز دهستانی به همین نام در استان اصفهان .
ناحیة بیابانک . ناحیه ای قدیمی (تقریبا برابر با بخش خور و بیابانک امروزی ) در حاشیة جنوبی دشت کویر * که در گذشته بر سر راه اصفهان (نایین ) به خراسان (نیشابور) قرار داشت . در اصل ناحیة بیابانک قسمتی از بیابان بزرگ و قدیمی است که در منابع عربی از آن به نام «مفازه » یاد شده است . بیابانک به عنوان یک اصطلاح جغرافیایی به معنای بیابان کوچک یا نیمة کویر است و این نام در منابع و مآخذ قبل از قرن دهم دیده نشده است (هدین ص 562 حکمت یغمائی ص 96).
نشانه هایی از مسکونی بودن این منطقه پیش از اسلام وجود دارد از جمله آتشکده ای در نزدیکی مهرجان / مهرنجان . بعلاوه جندق در این منطقه به زندان انوشیروان معروف است و گنبدی قدیمی به نام «هشت درب » متعلق به دورة ساسانیان دارد ( د. اسلام چاپ دوم ذیل ماده حقیقت ص 351). به روایتی در صدر اسلام فرش ابریشمی بافت جندق تا بازار مکه راه یافته بود ( رجوع کنید به مقدسی اردبیلی ص 383). فرای دربارة اسلام آوردن مردم این منطقه دو روایت نقل می کند که صحت هردو محل تردید است . در یکی از این روایتها مسلمان شدن مردم این ناحیه به زمانی بازمی گردد که عربها در تعقیب یزدگرد سوم بودند و براساس روایت دیگر پذیرش اسلام در این منطقه به ] آغاز [ قرن سوم در عهد امام رضا علیه السلام بازمی گردد ( د. اسلام همانجا).
در قرن چهارم اصطخری (ص 229 231) آن را «جرمق » و موضع سه دیه معرفی کرده است . ابن حوقل (ص 144) آن را سه ده نزدیک به هم ضبط کرده است . به نوشتة وی در این ناحیه سه ده جرمق (گرمه ) بیادق / بیاذق / پیاده (امروزه آبادی بیاضه / بیاضیه ) و ارابه (احتمالا آبادی ایراج کنونی ) در کنار راه بیابان (کویر) قرار داشت . همچنین وی می نویسد: «تا جرمق چهار منزل و هر دو یا سه فرسخی گنبدی و برکة آبی است ... در آنجا خرما و کشت و چارپایان بسیار بود.» وی جمعیت آنجا را هزار تن ذکر کرده است . در اواخر همین قرن مقدسی (ص 437) جرمق را حاصلخیزترین و پردرخت ترین و ارزانترین شهرها آورده است . به نوشتة وی (ص 46) گروهی می گویند آتش حضرت ابراهیم علیه السلام در جرمق بوده است . ناصرخسرو در نیمة اول قرن پنجم راه نایین به کرمه / گرمه را 43 فرسنگ ضبط کرده و آن را در ناحیة بیابان آورده است . به نوشتة او در آن ناحیه ده دوازده پاره دیه با آب و هوای گرم قرار داشته و در هر دو فرسخی در مواضعی که شورستان نبوده گنبدکها و مصانع (محل جمع شدن آب باران ) ساخته بودند که علاوه بر استراحتگاه راهنمای مسافران بوده است . به روایت وی این ناحیه در دست امیر گیلکی ] ابوالحسن گیلکی بن محمد امیر اسماعیلی مذهب طبس [ بوده و او برای جلوگیری از غارت کوفجان ] کوفج کوچ و بلوچ [ در بیادق که حصاری نیز داشته نایبی منصوب کرده بوده است ناصرخسرو یادآور می شود که به واسطة حضور این امیر راهها ایمن بوده است .وی از ریگهای روان و عظیم آن ناحیه و رباط زبیده / مرامی که پنج چاه آب داشته یاد کرده است و می نویسد که اگر این رباط و آب نبود کسی از آن بیابان نمی توانست عبور کند (ص 139ـ140). از این مطالب چنین برمی آید که ظاهرا این ناحیه از توابع طبس و نیز قلعة بیاضه از پایگاههای اسماعیلیه بوده است ( رجوع کنید به حکمت یغمائی ص 53 ـ54 134). در قرن هفتم جرمق را شهری در فارس آورده اند (یاقوت حموی ج 2 ص 64). گفته های یاقوت در قرن هفتم (همانجا) و حمدالله مستوفی (ص 142) در قرن هشتم دربارة جرمق تکرار مطالب جغرافی دانان قرن چهارم است .
پس از قرن هشتم اطلاعات چندانی از این ناحیه در دست نداریم ولی در دورة صفویه شاه عباس اول از همین راه عازم مشهد شد و در مسیر خود به شنهای روان برخورد و دستور داد تا برای راهنمایی مسافران ستونهای آجری در این ریگزار برپا کنند. همچنین به دستور او برای آسایش زوار مشهد رضوی مزرعه و رباطی احداث کردند که به مزرعة «عباس آباد» معروف است . در 1007 نیز سپاهیان وی از همین مسیر به خراسان رفتند ( دایرة المعارف فارسی ذیل ماده باستانی پاریزی ص 93 هنر یغمائی ص 46 فلسفی ج 4 ص 1445). در همین دوره خواجه حمام الدین نامی در آنجا ریاست داشت (یغمائی 1303ش ص 414). همزمان با به قدرت رسیدن آقامحمدخان (1193ـ1222) امیراسماعیل خان عرب عامری تا 1222 در آنجا حکومت می کرد و آثار و ابنیه و املاک زیادی از خود به جا گذاشت . سپس پسرش امیررفیع خان تا 1238 در آنجا حکومت کرد که به سبب متشنج کردن اوضاع جندق و بیابانک نوروز علیخان مأمور قلع و قمع او شد. نوروز علیخان اشرار بلوچ منطقه را نیز در 1254 سرکوب کرد (همانجا هنر یغمائی ص 120 157ـ 158). این نواحی از حملات بلوچها که تا 1338 نیز ادامه داشت صدمات زیادی دید. در اواخر 1325 عده ای راهزن در جندق و بیابانک به تاخت و تاز و راهزنی می پرداختند که به «دزدهای حسن » شهرت یافته بودند (هنر یغمائی ص 136). نایب حسین کاشی نیز در 1327 کویر بیابانک را به دلیل حصار طبیعی آن مرکز خود قرار داد و به مدت سه سال به همراه پسرانش دهات منطقه را غارت کرد و به آتش کشید ولی نتوانست قلعة بیاضه را تسخیر کند. پس از وی نیز منطقه گرفتار غارت رمضان خان باصری و ایل وی شد. در 1337 نیروهای قوام السلطنه والی خراسان رمضان خان و افرادش را از منطقه بیرون راندند (همان ص 6 70 131ـ132 155ـ157 یغمائی 1303ش ص 414ـ415). ظاهرا علت این غارتگریها محروم بودن این ناحیه از بودجة مملکتی بود و ازین رو نایب الحکومه به عناوین مختلف از مردم اخاذی می کرد. بعدها با کوشش حبیب یغمائی بودجة مخصوص و معینی به آنجا اختصاص داده شد. همو اهالی جندق و بیابانک را فقیر و زحمتکش معرفی کرده و آورده است که هر کس می توانست از املاک خود ارتزاق کند جزو متمولان و اشراف محل محسوب می شد (1303ش ص 412 415). جندق و بیابانک در دورة ناصری به قرای سبعه معروف بود. این هفت قریه عبارت بود از: جندق فرخی خور بیاضیه اردیب ایراج و مهرجان . اعتمادالسلطنه جمعیت این ناحیه را 500 2 تن ذکر کرده است . وی می نویسد: در سالهایی که برف زیاد می آمد تخمی شبیه به تخم یونجه که اهالی به آن «معاش » می گفتند می رویید و اهالی آن را آرد می کردند و نان می پختند. در زمان او حرفة اهالی ساختن مشک آب و نیم چکمه ای به نام «عربی » بود (ج 4 ص 2260ـ2261). مک گرگور که در 1292/ 1875 از منطقة بیابانک دیدن کرده می نویسد که بیابانک در وسط کویر واقع نیست و پنجاه مایل با آن فاصله دارد (ج 1 ص 94). در آن زمان بیابانک از بخشهای سمنان بود و ده روستا داشت . در 1340 ش به نوشتة حقیقت (ص 267) بیابانک به کلیة دهات این منطقه بویژه به آبادی بیاضیه 59کیلومتری «رباط پشت بادام » اطلاق میشد.
از آثار باستانی و تاریخی این ناحیه قلعة بیاضیه (نارنج قلعه ) به سبک دورة ساسانی است . زیربنای این قلعه حدود هزار مترمربع است . داخل قلعه اتاقکها و راهروهای پیچ در پیچ در پنج طبقه دیده می شود. در کنار دیوار قلعه مسجدی قرار دارد که در قرن هشتم استاد دهنوی آن را مرمت کرده است . همچنین ساختمان مخروبه ای به نام «هفت برادران » و مقبرة امامزاده (ابو محمد)ابراهیم منسوب به یکی از فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام در این ناحیه قرار گرفته است . در گرمه محلی مشهور به «قبرستان کشته ها» قرار دارد که به روایتی گورستان کسانی است که در جنگ علویان و قوای سهراب گبر ] ؟ [ در این محل کشته شده اند. در مهرجان مزار عارف و صوفی بیابانکی شمس الدین حاجی محمدشاه از قرن هشتم به جای مانده است (حقیقت ص 352ـ353 حکمت یغمائی ص 81 83 ـ84 86).
به دلیل محصور بودن این منطقه در کویر نمک بسیاری از آداب و رسوم قدیمی در آنجا محفوظ مانده است از جمله بزرگداشت آخرین شب ماه اسفند معروف به «شب بی بی هور» که اهالی معتقدند در این شب فرشتة برکت به خانة آنها فرود می آید و بر برکت آنها می افزاید. همچنین تا دهه های اخیر جشن «سده » در این ناحیه مرسوم بود و در خور و برخی روستاها با افروختن آتش این روز را جشن می گرفتند (حکمت یغمائی ص 411ـ413 نیز رجوع کنید به خور).
از نظر اداری و ... جندق و بیابانک تا اواخر حکومت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ 1250) ضمیمة یزد بود. در 1240 تابع ایالت کومس (دامغان و سمنان ) و در 1337 تابع ایالت خراسان و سیستان شد. از 1301 تا 1306 ش ولایتی مستقل بود و در همین سال دوباره جزو خطة یزد شد. در 1327 ش به صورت یکی از بخشهای شهرستان نایین در استان اصفهان درآمد (هنر یغمائی ص 117). در 1332 ش دهستان جندق و بیابانک در بخش خور و بیابانک جزو شهرستان نایین به شمار می آمد (رزم آرا ج 10 ص 58). در 1345 ش بخش خور و بیابانک مشتمل بر جندق و ناحیة بیابانک بود ( دایرة المعارف فارسی ذیل ماده ). طبق تصویبنامة هیئت وزیران در خرداد 1369 دهستانهای بیابانک جندق و نخلستان در بخش خور و بیابانک در شهرستان نایین از استان اصفهان تشکیل شد.
http://forum.1pars.com/thread161697.html
امید منتهای حس یکتایی را در ما ایجاد مینماید . با امید است که زندگی در مسیر خود پیش میرود . اگر کلیه پلهای زندگی و بندگی پاره شوند تنها با امید داشتن است که می توانیم دوباره آنها را بازسازی کنیم و شروعی دیگر داشته باشیم .امید یعنی زندگی ، یعنی منتهای بندگی و خواسته دل و خواستن بودن در آنچه هستیم و هدفی که بزرگترین اهداف خواسته آن است .
با تلاش، پيگيري و اميد به آباداني منتظريم بار ديگر نخل هايمان به بارنشينند. (عكس تزييني است)

كاش باغهايمان را خراب نمي كردند تا حسرت باغ ديگران را نمي خورديم!



دشتهايي كه روزي با دارا بودن انبوهی از انواع نخيلات به لحاظ فشردگی تعداد نخل در واحد سطح و همچنین تنوع گونه ها در زمره رده های اصلی در كشور قرار گرفته بود ، اكنون به زمين هاي خالي تبديل شده كه اگر اين روند تداوم داشته باشد ديو سفيد كوير جايگزين آنان خواهد شد .
پس از يخببندان و سرما زدگي اسفند ۸۶ و حوادث پس از آن هنوز حتي يك اصله نهال نخل در بياضه توزيع نگرديده است .به راستي يك كشاورز سالخورده و منتظر چقدر مي تواند صبور باشد ؟!!! . تصاوير زير خود گوياي اين واقعيت است.





فرزند ميرزا نصرالله مستوفي ، درسال۱۲۷۶ در روستاي بياضه زاده شد . تحصيلات خود رادر خور و سمنان انجام داد در سال ۱۳۲۳ در تهران در گذشت . او شاعري خوش ذوق بود و آثاري چند از وي بر جاست .
قطعه اي از شاعر :
به چار چيز نمي بايد اعتماد نمود چنان رسيده ز دانندگان اهل سلوک
نخست خنده دشمن دوم حرارت وي سوم تملق زن چارم التفات ملوک
نويسنده : حبيب مهرنيا مدير موسسه فرهنگي اسرار فضا
سفرنامه جاده اورانیوم حاصل یک سفر ۲۴ ساعته مولف به روستاي بياضه است. کتاب سفرنامه جاده اورانیوم چهار موضوع بیاضه، مراسم محرم در بیاضه، بحث انرژی هسته ای ایران و موسسه فرهنگی اسرار فضا را به یکدیگر پیوند زده است.

قبلا مطالبي در مورد آسياب آبي قديمي بسيار زيبا و البته در آستانه تخريب نگاشته ام . متاسفانه اين آسياب همچنان به حال خود رها شده است و عنقريب از آن اثري باقي نخواهد ماند . به راستي متوليان ميراث فرهنگي و گردشگري آثاري گرانبهاتر از اين آثار در حال تخريب سراغ دارند ؟ چرا كسي به فكر نيست ؟؟؟؟؟
عكسهايي از نماي داخلي اين بناي ارزشمند :

وروردي آب به آسياب موسوم به " تنوره "

ورودي آسياب ( در حال تخريب )




به نظر میر سد اهالی و ساکنین بیاضه به مرور با اهمیت گردشگری و امکان کسب درآمد از این صنعت بزرگ آشنا می شود . در این راستا در تاریخ ۲۸ اسفند نخستین چایخانه سنتی بیاضه با نام " ساباط " مورد بهره برداری قرار گرفت . این چایخانه در طبقه فوقانی یکی از منازل قدیمی واقع شده است که با توجه به چشم انداز زیبای آن خصوصا هنگام عصر و غروب آفتاب مورد استقبال اهالی ،مهمانان نوروزي و گردشگران قرار گرفته است . اين گام كوچك و ضروري مي تواند سرآغازي بر فعاليتهايي از اين قبيل و همچنين مقدمه اي بر ساخت يك هتل جهت اقامت گردشگران باشد .
در زير عكس هايي از موقيت خارجي و همچنين نماي داخلي چايخانه ساباط ديده مي شود .





ارگ بیاضه قلعهای قدیمی است که در روستای بیاضه قرار دارد. این بنای چند طبقه و خندق عریض و عمیق و مجموعه خشتی گسترده و به هم پیوسته پیرامون آن، نمونه ارگ و دژ کویری است.
این قلعه باستانی با سبک معماری ساسانی، قرنها کارکردهای دفاعی و مسکونی داشته و در دوره اسماعیلیه پایگاه هواداران حسن صباح بوده است. اتاق های متعدد و طبقات مختلف قلعه تا چند سال قبل به عنوان محل نگهداری اموال و انبار غله روستاییان مورد استفاده قرار می گرفت.
ذکر روستای بیاضه و قلعه آن در کتابهای احسن التقاسیم، صورتالارض ابن حوقل، سفرنامه ناصرخسرو و همچنین در سندی موسوم به جنگ نامه امام زاده ابومحمد ابراهیم (که در همین روستا مدفون است) آمده است.
بنا بر سفرنامه ناصرحسرو او هنگام عبور از مسیر نائین به طبس در این روستا و به گفته خودش در «پیاده» توقف داشته و در سفر نامه خود از قلعه کهن آن یاد کرده است.
در دوره های معاصر جهانگردان غربی مانند سون هدین ، آلفونس گابریل و مک کرگور هنگام عبور از کویر مرکزی ایران از آن سخن گفتهاند.
در هجوم نایب حسین کاشی و قشون او به صفحات کویر در سالهای ۱۳۲۸- ۱۳۲۷ هجری قمری تمام قلاع منطقه از نائین تا طبس سقوط کرد ولی مهاجمان با وجود به توپ بستن قلعه از تسخیر آن عاجز ماندند. ماشاءالله خان پسر نایب حسین با اصرار بر ماندن نیروهایش در منطقه تا تسخیر آخرین دژ کویر در نامهای تهدیدآمیز خواستار تسلیم روستاییان شد ولی آنان به پشتوانه استحکامات موجود و آمادگی دفاعی و موقعیت قلعه با این شعر به وی پاسخ دادند:
یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این سراچه پر نیرنگ یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ
بالاخره مهاجمان در برابر پایداری قلعه نشینان مجبور به ترک منطقه شدند.
قلعه باستاني بياضه كوهي است از خشت و گل، دژي بزرگ كه محوطه عظيمي را به خود اختصاص داده است . روزي در اين قلعه ۲۵۰۰ نفر زندگي مي كردند و تمام امكانات زندگي شان در همين جا مهيا مي شد ه است . قلعه اي در دل كوير كه از زير خاك سر برآورد است . در دل روستايي است كم جمعيت، غير از دو مغازه و يك نانوايي و چند پيرمرد كه دور هم نشسته اند در وهله اول چيزي نمي بينيد. اگر چشمه قناتي كه در زمستان و تابستان جاري است نبود، مسلما آن چندنفر هم مهاجرت كرده بودند. چند كيلومتر كه جلوتر بروي استان اصفهان را پشت سر گذاشته و پاي در استان يزد مي نهي، اما در اين ده كوچك چيزي هست كه آدم را در كوير سوزان به درنگ وا می دارد.
قلعه بياذه، اثري است در دل كوير سوزان، درست در ۱۰ فرسنگي جنوب شرقي خور و بيابانك. جاي آن بر لبه دوزخ ايران سبب شده كه كمتر كسي به آنجا سفر كرده يا حتي اسمش را شنيده باشد.وقتي از قلعه سخن مي گويم، در ذهنتان تصويري از اتاق خشت و گلي تصور نكنيد، دژي است بزرگ كه محوطه اي عظيم را به خود اختصاص داده است؛ كوهي است از خشت و گل.
دور تا دور آن را خندقي به عمق۷ تا۱۳ متر دربرگرفته است. درون آن تعداد زيادي اتاقك و راهروهاي پيچ در پيچ وجود دارد. چاه هاي متعدد و كانال داخلي خندق از ديگر تجهيزات قلعه است. آسياب هاي دستي و سه ميدانگاه از ديگر سازه هاي آن است. آنچه مسلم است اين قلعه جمعيتي حدود ۲هزار و ۵۰۰ نفر را در پنج طبقه خود جاي مي داده و براي تمام اين افراد امكانات لازم مهيا بوده است. در اصل قطبيتي بوده براي حاكم بيابانك.در سفرنامه ناصرخسرو نيز تاييد شده كه اين ناحيه - بيابانك- متشكل است از ۱۲ پاره روستا كه مركزيت آن با بياذه است.
بخشي از خندقي كه دور آن بوده، در سال ۱۳۶۷ توسط افراد ناآگاه براي احداث جاده پر شده، باروهاي بلند آن خراب شده و برج هاي بزرگ آن كم كم رو به نابودي است. از در چوبي قلعه كه مي گذري، اتاق هاي كوچك تودر تو با كوزه هاي بزرگ مي بيني، راهروهاي تنگ و پله هاي خشت و گلي. چشمه آبي كه از وسط ده مي گذرد بعد از عبور از پشت قلعه براي آبياري زمين هاي كشاورزي كه به ده ختم مي شود.
قلعه بياذه اثري است كه در منطقه حوز بيابانك بي همتاست، اما اكنون مي رود كه به تلي از خاك مبدل شود. حمايت نكردن سازمان ميراث فرهنگي از اين گنجينه باستاني سبب شده كه اين اثر آهسته آهسته رو به نابودي نهد. بي شك بازسازي و مرمت اين اثر باستاني و يادگار دوره ساساني مي تواند گامي مثبت در جهت حفظ آثار قدما باشد و حركتي مثبت براي جذب جهانگرد به شمار رود. بياضيه ؛ دژي كه تاريخ در آن از حركت بازايستاده است!
در بياضيه گويي زمان مدتهاست كه متوقف مانده است؛ اين را ميشود از شعارهاي ديواري پيش از پيروزي انقلاب كه هنوز قابل مشاهده هستند، دريافت. نگاه كنيد! درود بر خميني ... روح مني خميني ... بت شكني خميني ...
اين در حالي است كه به جرأت ميتوان ادعا كرد، دژ بياضيه يكي از عظيمترين و رفيعترين بناهاي خشت و گلي در ايران مركزي محسوب شده كه به دليل معماري خاص و خندق عميق احاطه شده در اطرافش، همواره و در طول تاريخ در برابر اشرار و مهاجمان قد علم كرده و به قلعهاي تسخيرناپذير بدل گشته است؛ قلعهاي كه به گفتهي پيرمردان آبادي، از همين رو مورد احترام مردم منطقه است.
پیشینه تاریخی
اين بناي چند طبقه و خندق عريض و عميق و مجموعهي خشتي گسترده و به هم پيوستهي پيرامون آن – كه قدمتش تا دورهي ساسانيان ميرسد، نمونهي بارزي از يك ارگ و دژ كويري است كه از ديرباز مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده و چند سالي است كه سفر به اين روستاي كويري از سوي گروههاي گردشگري و تحقيقاتي به ويژه مراكز دانشگاهي افزايش يافته است. اين قلعهي باستاني برخوردار از سبك معماري ساساني، قرنها به عنوان دژ مستحكم و تسخيرناپذير كوير مركزي ايران كاركردهاي گوناگون دفاعي و مسكوني داشته است. اتاق هاي متعدد و طبقات مختلف قلعه تا همين چند سال قبل به عنوان محل نگهداري اموال و انبار غله روستاييان مورد استفاده قرار ميگرفت.
براي تمام مردم خور و بیابانك نام قلعه بياذه، نامي آشناست، كمتر پيرمرد و پيرزني است كه اسم اين قلعه را نشنيده باشد. دليل معروفيت آن خارج از بحث قدمت و بزرگي، فتح نشدن توسط راهزنان معروف است. اواخر دوران احمدشاه كه آشوب و ناامني همه جا را فرامي گيرد، مردم روستا براي دفاع، به خانه اجدادي خود - قلعه- پناه مي برند.تاخت و تازهاي راهزنان باعث شد كه مردم براي نجات خود ماه ها را در اين قلعه سپري كنند. دزدان به غارت روستاها مي پرداختند و از اين روستا هم چشم پوشي نمي كردند. طبق مستندات از سال ۱۳۲۷ ه.ق مردم به مدت دو سال در برابر قشون نايب حسين كاشي درون قلعه ايستادگي كردند و با استفاده از موقعيت قلعه توانستند در اين مدت طولاني مقاومت كنند.
به هر حال در تمام دوران ناامني راهزنان نتوانستند اين قلعه را به تسخير خود درآورند و همين مساله باعث شد كه مردم و قلعه باستاني در اذهان مردم منطقه باقي بماند. اين قلعه در كنار آثار باستاني چون بازار زرگرها، مسجد جامع، حسينيه قديمي و همچنين وجود درخت زيتوني با قدمت هزار ساله جاذبه هاي خوبي براي جهانگردان داخلي و خارجي به شمارمي آيد.
قلعه بياضيه در دوره هاي گذشته به دليل موقعيت سوقالجيشي همواره از اهميت بسياري برخوردار بوده است، به گونهاي كه در دورهاي از ناامني و هجوم نايب حسين كاشي و قشون او به صفحات كوير در سالهاي ۱۳۲۸- ۱۳۲۷ هجري قمري تمام قلاع منطقه از نائين تا طبس سقوط كرد، ولي مهاجمان با وجود به توپ بستن قلعه از تسخير آن عاجز ماندند تا جايي كه ماشاءالله خان پسر سرشناس نايب حسين سرمست از فتوحات گذشته با اصرار بر ماندن نيروهايش در منطقه تا تسخير آخرين دژ كوير در نامهاي تهديدآميز خواستار تسليم روستاييان شد. ولي آنان به پشتوانهي استحكامات موجود و آمادگي دفاعي و موقعيت استراتژيك قلعه در قطعه شعري به وي اين گونه پاسخ دادند كه:
يا ما سر خصم بكوبيم به سنگ ؛ يا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در اين سراچهي پر نيرنگ ؛ يك كشته به نام به كه صد زنده به ننگ
و سرانجام مهاجمان در برابر پايداري قلعه نشينان مجبور به ترك منطقه شدند.
با اين وجود، اين عمارت ارزشمند ، دچار فراموشي تاريخ گشته و در حال ويراني است!متأسفانه خندق حفر شده در ضلع جنوبي و غربي قلعه به دليل طرح گسترش مسجد بياضيه از بين رفته است! اميد است با فعال شدن بحث گردشگري طبيعي در كشور، بياضيه و مردمان فراموش شدهاش نيز از توجهي كه شايستهي آن هستند، برخوردار شوند.كاش مسئولين گردشگري ما قدر اين در و ديوار گلي بياضيه را ميدانستند و با اختصاص بودجهاي درخور، آن را به يكي از مهمترين پايگاههاي گردشگري در ايران مركزي بدل ميكردند
٢٥٠٠ سال قدمت . از ایران باستان تا به امروز محكم و استوار ایستاده است با اینكه خشت و گلی است ، قلعه ای با بدنه مقاوم و عظیم ، خشت برخشت نهاده اند پدرانم تا ثابت كنند كه بشر می تواند با خشونت طبیعت به تفاهم برسد .
باشندگان این سرزمین مردان و زنانی بوده اند كه در مقابل مشكلات بنیادین زیست محیطی استقامت كرده اند و تو این مطلب را در كنار دیواربلند قلعه حس خواهی كرد و به بلندای روح آنان پی خواهی برد . در زیر تیغ آفتاب كوبر ، پنج طبقه ارتفاع چنین زیبا و مدو ر ساختن و خندقی به طول و عرض شش متر در اطراف آن حفر كردن ، كار مردانی است كه صبر قرین روحشان و اراد ه پولادین محرم دلشان است و هنرمندانه از كمترین امكانات موجود بیشترین بهره را برده اند.
اگر در سایه درخت بید زیبای كنار قلعه ، لحظه ای بیاسایی شاید صدای آرام و گوش نواز آب را كه روزی نارنج قلعه را دور می زده بشنوی و یا صدای شیهه اسب سربازان نایب حسین كاشی را دریابی در حالی كه پس از چهار ماه محاصره قلعه ، بدون كمترین توفیق در تاراج اموال مردم ، روستای بیاضه را ترك می كند .
یا شاید ببینی كه مرد م چگونه با حمله دزدان ، هراسان به قلعه پناه می برند و پس از رفتن آنها چگونه صدای ناله زنجیر و جرخ دنده می آید كه درب قلعه را آرام بر روی خندق می اندازد و پلی می سازد تا مردم شادمان از قلعه بیرون آیند ولی افسوس خواهی خورد كه اكنون اثری از آن درب زیبا نیست و اطمینان دارم با یاد صبرو استقامت آنان تونیز صبور وآرام خواهی شد و لذ تی عمیق در دل خود خواهی یافت .
(مطالب عينا از http://www.irandeserts.com آورده شده است .)